زیســتن را مـی گویـم!...

برنامه ریزی میکنم. برای یک تحول درونی.. تحولی نسبت به تا کنون ..«زیســـتن را مــی گـویـم!»

4-مطلب سوم..

توسل جستن به درگاه علی بن موسی الرضا (سلام بر ایشان) : ملکه ذهن و قلب م شده دیگه.. اوایل با احساسات متفاوتی متوسل میشدم.. فکرمیکرد این آقا.. واسطه ای است با خدای ذهنی ام.. بعد کم کم متوجه شدم ایشان واسطه هستند ولی نه آنگونه که انتظار داشتم.. بلکه واقعیت چیز دیگری است که من باید به دنبال آن تلاش بکنم تا از دنیای ذهنی خود و خدای ساختگی دور بشم .. وقتی برای اولین بار دنیا را جور دیگری درک کردم.. و فهمیدم که ای وااای..!! پس آن خدای ذهنی م بود و امامی به آنصورت هم وجود نخواهد داشت.. از خودم بدم می آمد که آنقدر نادان بودم.. و اولین بار که درون ضریح را به وضوح دیدم که تنها یک سنگ قبر نمایان بود.. نتوانستم صبوری کنم و گوشه ای رفتم و زار زار گریستم که ای وااای..!! چگونه من از یک سنگ قبر تصورات خیلی عجیب و غریب دارم. بعد متوجه شدم توسل به ایشان  هست که واسطه این  فهم و آگاهی جدید  من شده اند.. و من در واقع انسان بیمار ذهن بودم که این توسل همچون نوری مرا از دنیای کوچک ذهنی ام بیرون آورد و به دنیای خرد و فهم وارد میکرد.. اینجا درست همان جایی بود که تصمیم گرفتم به توسلاتم ادامه دهم.. مدتها درگیر بودم که تصوراتی که از آن خدای ذهنی داشتم در زندگی را کنار بگذارم و با خودم رابطه قلبی بیشتری برقرار بکنم و همین طور با دنیای اطرافم که بجای شنیده ها و آموخته ها.. بر حواس پنج گانه خودم و دریافت های قلبی ام از دنیا ی اطراف بیشتر متکی بود.. گویی زنده شده بودم و دنیا را جور دیگری درک میکردم.. فهمیده بودم نقش من در زندگی و رسیدن به خواسته ها و تعیین سرنوشتم بسیار بستگی به تلاش خودم و واقع گرایی ام دارد.. و بیشتر رفتارهای مناسکی و دینی و دسته جمعی در درجه های بعدی و گاهی غیر ضروری و حتی خرافاتی و بیشتر جنبه سرگرم کننده و نفسانی دارد.  تا جایی که باز حس کردم به فهم جدیدی نیاز دارم و باز به سوی علی بن موسی الرضا آمدم.. گویی نور وجود ایشان همان جایی است که من باید به آنجا در مرکز وجود خویش دست یابم . گویی ایشان بر جهان درون من هم سلطنت دارند.. ایشان رهبری معنوی من است.. نیاز ندارد که جسم ایشان در دنیای بیرون من حاضر باشد.. ایشان حضور همیشه جاری هستند .. هرجا دلی بی قرار نور ایشان هست..حضور دارند. و هرگاه به نور ایشان وصل بشویم با خودمان آشتی کرده ایم. وهر گاه با خودمان آشتی بکنیم و خود واقعی مان را پیدا کنیم.. دنیا را جور دیگر خواهیم دید. چرا که ایشان انسانی کامل بوده اند. و انسان کامل می تواند حتی بعد از رفتن از دنیای ماده بانور خود راهنمای راه ما باشد.. راهی که باید از مبدأ توهم و نادانی به سمت مقصد نور و خرد درونی بپیماییم تا روشن شویم.. از خدایی که اینگونه مهربان بر خلق خویش است..چگونه میتوان تشکر نمود .. جز به تسلیم و پذیرش ولایت راهنمایان دین اش.!

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
با سلام و درود بر همه مهربانان و خوبان. هر قدم مثبت در راه ساختن و بهبودی دنیایمان قابل ثبت و تقدیر است. ( حتی از طرف خود فرد). دلگرمی ها و نظرات، اینجا ارزش واقعی خواهد داشت.
دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کلمات کلیدی
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان