تو را هرروز جور دیگری باید دوست داشت!

مسیر خدا کجاست؟!..«زیســـتن را مــی گـویـم!» !

1-سحرخیزی

دیروز بود متوجه این موضوع شدم که گویا به یک بیداری آگاهانه نیازدارم. در واقع بیداری که با اوج گرفتن خورشید اتفاق میفته کار همه جهان هست. چون اونموقع برای خواب بودن اصلا جالب نیست. در اینجا باید بگم این طبیعت هست که مرا امر میکند.. بیدارشو روز شد. خواب شو!چون شب آید. اینجا من یک موجود هستم از عالم طبیعت.جزیی از جهان طبیعت. ...
اون چیزی که دنبالش هستم اینه که نیروی درون خودم را دریابم. که همان امانت الهی همه ما انسانهاست. میخواهم با این فرمان درونی آشتی کنم و مهار شترخود را به دست این ساربان بدم. اینجاست که اولین گام سحرخیزی خواهدبود. حالا چرا شتر!!؟؟؟
نفس تو مثل شتر خود پرور است       خود پرست و خود سوار و خود سرست  
مرد شو آور زمام او بکف                        تا شوی گوهر اگر باشی خزف   
هر که بر خود نیست فرمانش روان                     میشود فرمان پذیر از دیگران
۰ نظر
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
با سلام و درود.

+ این وبلاگ را نمی خواهم حدس بزنم..می خوام خود خودم باشم.. یعنی اون کسی که نشناخته امش..

+ این جا قلم زنی ها در طی زمان تکمیل و اصلاح شدنی است.
+ اغلب نوشته هـــــــــــــــا ارزش معنوی و مادی ندارد. و حتی ارزش کپی برداری هم ندارد.
دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کلمات کلیدی
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان